X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
"آدمـا رنگ عوض میکـنند"
پنج‌شنبه 26 بهمن 139619:39

نمــیدونم چـه بگویم و از کـ... بگویم !!

دلم ناآرومــه ولی اعتراف میکنم کـ...کامنت خاله بهامین منــو ب وجد آورد هرچند خیلـیا اینو بهم قبلانـم گفتند ولی با دیدن این کامنت ب وجد آمدم و خودمو جمع و جور کردم و مستلزم ایـن دونستم نماز اول وقت بخونـم قرآن بخونم و کلی پای نمازم یادی از بابام کنم و از خدا خجالت بکشم بخاطر بد بودنم!!کلــی گریهـ... کنم

از وقتی بابا رفته خیلـی آشوبم حتی ی دقیقه هم احساس خوشی رو از ته دل نچشیدم و در عوض حرفای ناگوار از همه شنیدم حتی مامانی ک جنس من بود و میدونست من توی سن بدی بابتمو از دست دادم  و واقعا بهش نیاز دارم هیچ کس نمیدونه دل من چقدر آشوبه !! هر کدوم ی جوری ریختند تو دلم هر کسی ی جوری دلم نمیخواد بـگم چیا بهم گفتند ولی حرفاشون منو اینقدر سر افکنده و افسرده کــرده ولی بازم میخندم ک بگم من جلوی همـچی وایسادم !!میدونم واقعیت تــلخه ولی بازم کلنجارم با خـودم کــ... چرا! بــابا جونم خودت هوامـــو داشته باش تورو خدا میدونم کـ.. میبینیم میدونم ک حرفای دلم رو حتی میشنــوی !! خودت کمکــم کن ...

من حتی از کامانم ناراحتم ولــی با خودم کنار آمدم و سعی میکنم نگم ک دلم پــر از آدما هرکدوم ب هر طریقــی :((

خـدایا کی قرار طمع واقعـی خوشی رو بچشـم !!

منــو سرنمازاتون دعا کـنید *_*ممنـونم!!


.... نظرات (2)