X
تبلیغات
رایتل
ی زندگی زپرتی
یکشنبه 1 بهمن 139617:17

چرا وقتی یکـــی از عزیزات از پیـــشت میـــره انگاری با رفتنش الزایمر میگیری  ن چون اون عزیز پدرت باشه بیشتر ادم دیونه میشهــ همه اش تا چیزی میشـــه میگی برم ب پدر بگم در صورتی ک دیگهـــ نیست ک بگه من همه اش ی دختر دارم‌ چجوری جرات کردی ب دختر من حرف بزنـــی ها ؟؟ پدر جان جانان جانم خوشبحالت ک نیستی خیلی چیزا رو ببینی و داغون ترشی خدا دوستت داشت  ک همه خوشیارو برا تو گذاشت حتی بعد از تو همهـــ خوشیارو برد...

+ من خوزستانی نیستم ...ولی دارم از گردو خاک خفهـــ میشم 

+چقد بدهـــ حالت داغون باشهـــ...

خدایا امتحان نخوندهـــ فردا رو بخیر کن تورو ب بزرگیتــــ...

.... نظرات (10)