X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
چهــ تلخ رفت!
سه‌شنبه 19 دی 139621:27

اینقدر زندگی تلخ هست ک گفتنش چیزی رو بهت ثابت نمیکنه از وقتی بابا رفته نمیدونم واقعا از کجا شروع کنم فقط در تلاشم  کنم چون تا حالا با اتیشی ک تو دلمه خیلیا دلمو شکستن دل خیلیا  هم ازم شکست خدایا خودت محکمتر دستم رو بگیر جوری ک نشکنم  دوباره ...

رفتن بابا خیلی سخت بود اینقدر ک همه گریه های من تبدیل ب یک مشت خنده تلخ شده ...

خدایا من هیچ وقت چنین چیزی رو تصور نمیکردم ک بشه ولی شد ...خودت کمکم کن رو ب راه بشم‌ دوباره  محکمتر بلند شم حداقل برای مامانم دختر بل طبع باشم

گاهی دلم میخواد بگم خدایا  ایست بذار من پیاده شم ولی این قطار زندگی اینقدر میچرخه تا نمیدونم کی ک درش برا من باز شهــــ...

.... نظرات (0)