X
تبلیغات
رایتل
مرور خاطرات
جمعه 24 دی 139508:11

ای خدا چرا خالمو بردی چرا خاله ۳۷سالمو بردی چرا بردیش چرا چرا چرا چرا ، ای خدا من دیگه طاقتی برای تحمل ندارم دارم روز به روز بیشتر نابود میشم ، خاله‍....جانم همه جا تعریف میکنند تو عاشق شوهرت بودی درسته‍...عاشق بودی  ولی چرا عشقت رو و ثمره عشقت رو ول کردی رفتی ، ها ها ها چرا چرا خاله ، دیشب توی دعای پر فیض حالم بد شد ، اینقدر که مداح اسمش رو آورد و حرفای توی دل منو به زبون میاورد و همینجوری میگفت نوکر امام حسین ، چرا دیگه نیستی چرا رفتی ، دیگه‍...توی هیچ مجلسی نیستی و باید با خاطراتت گذروند ، خاله‍...جانم دیگه بچه هات باید خودشون کلید بزنن وارد خونه بشند البته اگه دیگه بتونند توی اون خونه بدون تو زندگی کنند ، آره خاله جانم من خیلیییی ضعیفم آره میدونم بجای که برم همدرد بچه هات بشم ولی نشستم و تا تونستم گریه‍...کردم و گریه تمام عزیزانت هم براه کردم بعد از آرومی که از ازدحام جمعیت بدست آورده بودند با صدای گریه من همه دوباره  شروع به‍...مرور خاطرات میکردند ، و منم واقعا تمام لحظه‍...هاش جلوم بود ، وقتی خواستم بیرون نتونستم از صاحب عزا خدافظی کنم ولی خواهر شوهرش  تا دیدم آمد سمتم و گفت آره یدونه خاله اش خاله‍...لیلات رفت و بد داغی بدلمون گذاشت ، خاله جانممم کجاییی ، اللن دقیقا کجایی فدات بشم ، خاله اینروزا به فکر تو تموم شد و امتحاناتم رو بیخیال شدم و امروز باید تمومش کنم...خاله‍...رفتی  ، چرا خاله‍...

.... نظرات (0)