X
تبلیغات
رایتل
خاله‍...جانم داغت به دلم ماند
سه‌شنبه 21 دی 139511:24

خاله رفتی خاله بچه هات داغ مادرن خاله‍....ابوالفضلت نمیفهمه تو دیگه نیستی نمیفهمه دیگه مامانش نیست دیگه همچییی تموم شد دیگه درخونه مهمون نوازت بسته شد دیگه زنیییی نیست که کنار سختیای شوهرش مثل شیر بجنگه دیگه‍...خیلی چیزا نیست ، خاله آرزوهات رو به گور بردی چرا چرا چرا خاله قرار بود دخترت ی ماه دیگه عروس بشه ، خاله چرا اینکارا رو کردی میدونم خودت با کارای ناروا مرگ رو به جونت کشیدی ولی بچه هات چی شوهرت چی خودت چی جونیت چی دومادی بچه هات چییییی خاله من نمیتونم قبول کنم تو دیگه نیستی  کاش اینخبرا هیچ وقت نبود اینکه بگن عزیزت مرد ، هیچ وقت محبت های بچگی رو یادم نمیره از اون دست کسایی بودی لباسای قشنگ قشنگ واسم میدوختی ، هیچ وقت ناامید خونه نمیفرستادیم ، چی بگم که داغم چی بگم که دخترت خبر مرگ مادر دوستش رو گفت من باید خبر مرگ تورو به همه بدم خدا خدا خدا این چه کاریه‍...

خاله جان دختر خاله مادرم بود که دیگه نیست رفت رفت رفت خدا بردش پیش خودش نمیدونم چرا بردش ولیییی بردش بد بردش با آرزو به گور کشیده شدی 

خاله جانم چه کردی با دلم که انگار داغ مادر دیده ام ، چه کردی که زندگی در داغ تو دیده ام ،خاله جانم احساس  تو دیگر نیست چرا نباید باشد 

خاله‍...چرا نیستییییییییییی چرا نباید باشی ها چرا؟؟؟

خدا من با هیچ دلیلی قانع نمیشم مگر اینکه بدونم اگه میبود قرار بود چه شود 

.... نظرات (7)