X
تبلیغات
رایتل
بیربط نویسییی
یکشنبه 30 آبان 139523:49

اینکه خسته ای و نمیفهمی چی شد عصبی میشی میخوای داد بزنی هی به خدا بگی چرا بدی های بقیه رو یادم نمیره‍...ولییییی این درسا که نیاز باید یادم بره ها ها ، قبول دارم گاهی پشت فکرم و با شعف دل نمیخونم ولیییی خدایش مثل خر میخونم ولییییی اونوقت کیه که جواب سوالای پشت سر همه مخ منو بده وای خدایا قاطیییی ام الان ، گلیکوپروتئین ، پرکارید و و و همه رو قاطی کردم ، دوس دارم وقتیییی میخونم صفحه اش هم یادم باشه ولییییی این مخ لامصب نمیکشه خود متن رو یاد بگیره فقط بلده صفحه حفظ کنه و ساعت رو همینجوری نگاه کنه :دی

خدایش خنده نداره این وضعیت میدونم که داره‍...(: تقاضای (نمیدونم درسته یا نه چون قاطی ام بدجور) کمک در شرف یادگیری بهتر داریم خواهران وبرادران محترم (همون دو برادر فوق) خواهشا تقاضا میکنم راه حلی نشانممم بدهییییییید ، من هرچی زیست  و شیمی رو میخونم هیچی انگاری همش فوت میشه به آسمون :دی

به زبان یونانی حدیث(خواهر دوستم)  :

اورو خودا منو دوعا کن آجییی ===>> تورو خدا منو دعا کن آجیییییی 

لامصب به من میگه چهار چشم ، بچه به این فضولیییی دیدین خداییییش

± حس اینکه‍...کلی با عینک تغییر کردم عجیبه ، آخر هر کی میبیندم با کلی نگاه آخرشم نمیفهمن من همون پرستشم فقط یک عدد عینکی شده ، خدایش توی تکیه خنده بود من و مامان یک دختر بچه کنار هم نشسته بودم هردو هم عینکی بودیم مامانش پا شد رفت به دیوار تکیه داد این دختره موقعی که آمد نفهمید مامانش نیست آمد پیشم نشست در آخر خودشو پرت کرد توی بغلم منم ذوق که یه بار بدون اینکه به یک بچه بگم بیا توی بغلم نشسته ، یو دختره منو دید هرکی کنارمون بود از خنده دیگه خشک شدند آخه کم مونده بود بگه بهم مامان جون:دی

بی ربط بود میدونم:دی 

واسم دعا کنید تا هفته آینده هفته طاقت فرساییی برای من میباشد امتحان پشت امتحان:دی

خدایا صبر بدهممم :دی ... اهوم  غم آخرم باشه الهیییییی:دی

.... نظرات (3)